مدیریت فرهنگی

ايالات متحده امريكا

 

درهمان سالي كه «گراند سينما»در تهران دست به ابداع زد ونخستين بار نمايش فيلم رابراي بانوان ايراني ممكن ساخت(1303ش)«مريان .سي.كوير»و«ارنست .بي.شودساك»آمريكايي به ايران آمدندوباكسب اجازه ازرئيس ايل بابا احمدي ماندندواززرد كوه ورود كارون گذشته ،زندگي ايلياتي رادر ايران به تصوير كشيدند.(1)

 

فيلم «علف»درامريكا توسط كمپاني پارامونت توزيع گرديد وبا اقبال  خوبي از سوي مردم روبرو شد.امابدليل اينكه هيچ يك از صحنه هاي آن نشاني از فن آوري در ايران نداشت،ودركشورهاي ديگر نيزباعناوين علف :مبارزه يك ملت براي بقا وعلف :حماسه يك قبيله  گم شده،به نمايش در آمده بود،كه همگي تلويحا جامعه ايراني را عقب مانده نشان مي داد،ازاكران آن درهمان سالها ،درداخل ايران ،جلوگيري به عمل آمد وايرانيان خود امكان ديدن آن رانيافتند البته علل ديگري هم وجود داشت كه موجب مي شد كه حكومت  پهلوي ازاكران آن درايران جلو گيري كند وآن تصويري بود كه فيلم از ايلياتيها به نمايش مي گذاشت :«تصويري آزادوسلحشورانه كه چندان خوشايند حكومت           وقت نبود» (2)

 

حميدرضا صدر طي تحقيقاتي كه براي نگارش كتاب «درآمدي بر تاريخ سياسي سينماي ايران بين سالهاي 1280-1380ش»انجام داده،به اسناد ومداركي دست يافته است كه چگونگي فعاليت سينماي

كشورهاي خارجي رادر ايران ،بيشتر وروشنتر نشان مي دهد .وي در نوشته اش ماخذ اسنادومدارك بر گرفته رابيان  نكرده وفقط در پايان اثر ،به صورت كلي ،به ذكر ترتيبي منابع وماخذ مورد استفاده ،اكتفا كرده است . با اين حال اشاره اي گذرابدانها دراين بخش ازمقاله حاضر، اهميت دارد، بخش نخست اين اسناد، گزارش هايي است كه كنسولگري آمريكادرفاصله سال هاي 1936-1941 م به كشورمتبوع خودارسال داشته است .

وي درگزارش 24دسامبر1937درباره سانسور فيلم هاي خارجي نوشته است :

«ازحدودسيصدفيلم بازبيني شده درسال گذشته فقط نمايش يك فيلم توسط سانسورممنوع  اعلام شده

 

1-       مهرابي  مسعود، فرهنگ فيلمهاي مستند سينمايي ايران از سال 1357،تهران – دفتر پژوهشهاي فرهنگي 1375  ص 282

2-       صدر  حميد رضا ، همان – ص 2-31                                                                                                                                 11

است . اين فيلم آمريكايي بوده ونشان مي دهد چگونه فردي كه خود رايك هايسبرگ {خاندان سلطنتي دراروپا } مي خواند تلاش مي كند دراتريش به سلطنت برسد .»  (1)

 

كونسولگري در ادامه گزارش خود نظر دولت ايران را هم به اين گونه فيلمها يادآوري مي كند .

« محرمانه نمايش صحنه هايي مرتبط به در دست گرفتن حكومت از مسير قانوني خوشايند دولت ايران كه حكمرانانش قدرت را توسط كودتا به دست آورده اند، نيست . پايان بخش محرمانه »(2)

 

به دليل اهميتي كه گزارش ها و تلگرافهاي كنسولگري آمريكا درباره ورود فيلمهاي آمريكايي به ايران ورقابت ميان كشورهاي وارد كننده دارد ، بخشي ازگزارش هاي مزبور را عيناً از كتاب «درآمدي بر تاريخ سياسي سينماي ايران » نقل مي كنيم .

 

{از گزارش سال 1940م}

 

« رقابت

1-    هر سال حدود250 فيلم بلند وارد بازار ايران مي شود .

2-    يك نسخه فيلم بلند براي نمايش در ايران كافي است .

3-    فقط نسخه هاي پوزيتيو وارد ايران مي شود .

4-    رقيب اصلي فيلم هاي آمريكايي در ايران، فيلمهاي آلماني ،روسي وفرانسوي هستند .

5-  حدود 60درصد فيلمهاي نمايش داده شده در ايران ،آمريكايي ،بيست درصد آلماني ، پنج درصد روسي وپنج درصد فرانسوي هستند .

6و7- استقبال از فيلمهاي آمريكايي در ايران خوب است وتوليد فيلم داخلي در ايران وجود ندارد .

 

8- ارقام دقيقي در دست نيست . اما تخمين زده مي شود كه شركتهاي آمريكايي از بازار ايران سالانه حدود يك ميليون ريال ( حدود 200/22 دلار ) بدست مي آورند .

 

{ از گزارش سال 1941م }

«...تعداد فيلم هاي خارجي داده شده ، دو- سه ماهه اول سال 1941 در ايران 65 حلقه فيلم برآورده

شده است كه از اين تعداد60درصد آمريكايي ،20درصد روسي ، 12درصد آلماني و 8 درصد محصول ديگر كشور ها بوده اند »

 

1-       صدر  حميد رضا ، همان ص 58

2-    صدر  حميد رضا ، همانجا                                                                                                                                    12

نمايش يك فيلم آمريكايي با عنوان «سلطان و دختر دسته كر » براساس گزارش واصله در 14 نوامبر توسط كنسولگري ممنوع اعلام شد. اين فيلم به عنوان اثري تلقي گرديد كه به خانواده سلطنتي هايسبرگ توهين نموده است .

 

 

پخش فيلم

فيلم هاي روسي به قيمت شش تاهشت هزار ريال جهت نمايش در ايران فروخته مي شوند ، فيلم هاي آمريكايي با اجاره اي معادل 6500 تا56000 ريا ل وار د  بازار ايران مي شوند.(1)

 

افزون برگزارشهاي كنسولگري آمريكا ،گزارشها ومكاتبات سفارت  انگليس نيز كه در فاصله سالهاي1943-1945م انجام گرفته ،رقابت فشرده دولتهاي انگلستان ،روسيه،آلمان وآمريكا رادر بازار سينمايي ايران نشان مي دهد .هدف ازاين رقابتها«رخنه دردل جامعه وايجاد ارتباط با دولت،جريان دادن دائمي فيلمهاي تبليغاتي خارجي وايجاد رابطه تنگاتنگ توزيع كنندگان وسينما دارها با سفارت خانه هاي خارجي وشرايط حاكم بر اقتصاد ومديريت سينما»درايران بيان شده است. (2)

اما نفوذ فرهنگي كه زمينه ساز ورود سياسي-اقتصادي كشورهاي قدرتمند به جهان سوم است دروادي اين رقابت ،آن هم از طريق صنعت سينما  اهميت فراواني براي اين كشورها داشته است .

درگزارش 19 ژوئيه1943م(29تير1332ش)با عنوان «سينما در خاورميانه »كه از سوي بخش فيلم وزارت اطلاعات به وابسته سفارت بريتانيا (انگلستان)در تهران ارسال شده ،آمده است:

«با توجه به تلگرام شماره15midesمورخ 27 دي1322موارد زير به اطلاع مي رساند :1-ازآنجا كه روش فعاليت هشت كمپاني آمريكايي در عراق وايران با عاليت آنهادرمصر متفاوت است ،احساس مي كنيم اين امرضروري است كه توضيح مبسوطي دراين ضمينه،بدهيم تا شما بتوانيد در

      مورددشواريهاي مربوطه ...تصميمات لازمه رااتخاذ فرماييد.

 

2-هشت كمپاني مربوطه به قرار زير هستند:

-مترو گلدوين مه ير (مصر)

-تونتيت فاكس سنتري فيلم كوپوريشن

- يونايتدآرتيستز كورپوريشن

-پارامونت فيلمز اريجيپ اينكورپوريتد(نمايندگي كمپاني پارامونت در مصر)

 

1- همان  ص 59-65

2- همانجا                                                                                                                                                                   13

       -كلمبيا پيكچرز ليميتد

- يونيور سال پيكچرز كورپويشن

- آر.ك.او دموپيكچرز نير ايست اينكور پوريشن(نمايندگي كمپاني rkoدرخاورنزديك)

3- عراق...

4- ايران .توزيع كنندگان آمريكايي دفاتري دراين منطقه ندارند واكثرفعاليتها ازطريق قاهره انجام مي پذيرد.

كمپانيهاي مترو گلدوين مه ير ،فاكس ،يونايتدآرتيستز ،پارامونت ووانر فيلمهاي خود را براي دورههاي دوتاشش ماهه به سينما داران اجاره مي دهند.

كمپاني كلمبيا حقوق توليدات خود را براي سه سال مي فروشد وسينما دار(نمايش دهنده)درصورت لزوم وسودمند بودن مي تواند درخواست نسخه اي ازآن فيلم را ارائه دهد.

كمپانيهاي يونيور سال وآر.ك .ا در مصر اداره مي شوند .سياست آنها مبتني بر فروش فيلم به بهترين پيشنهاد دهنده درعراق وايران است.درمواردي آنها يك توليد خود را به دو فرد يا گروه مختلف مي فروشند وگاهي حقوق يك فيلم در طول يك سال به دو فرد مختلف واگذار مي شود.

هردوكمپاني اصرار دارند توليداتشان را به يك فرد براي دوكشور (عراق وايران)بفروشند تا از تهيه نسخه هاي غير قانوني از روي آنها ،كهپيشتر بدان برخوردهاند ،جلوگيري كنند.

توجه :ازآنجا كه سينماداران عراق وايران دركشور مقابل منافعي ندارند ،شخصي كه حقوق توليدات سينمايي براي پخش در هر كشوررابخرد بايدآن راجداگانه دركشور ديگر به فروش رساند.

5-شرايط فعاليت در دو كشور مربوطه بدين قرار است وشما بي ترديد به مشكلات جاري در صدور پروانه نمايش درهر كشور اشراف داريد.به علاوه ازآنجا كه اين نظام متغيرتوسط مديران هشت كمپاني آمريكايي در قاهره اداره مي شوند،يقينا مطلوب ترين و كارآمد ترين راه حل وبهترين فرصت براي كنترل همه چيز اين است كه نيازهاي عراق وايران براساس يك پروانه پوشش در مصر وبراساس نظرات توضيع كنندگان آمريكايي در اين كشور رفع شود.

6 - مركز تهيه فيلم براي مناطق مورد نظر به قرارزيراست:

الف) متروگلدوين مه ير ،فاكس ويونايتد آرتيستز ،دفاتر خود رادر بغداددارندكه نسخه هاي مورد نياز راتهيه مي كنند.

ب)خريداران فيلم از يونيورسال آر.ك. او درمواردي كلمبيا نسخه هاي خودراازايالاتمتحده امريكا وارد مي كنند.

ج)پارامونت ووانر فيلمهاي خود راازفلسطين ويا مصر كه نسخه هاي اضافي درآنجا وجود داردصادر مي كنند...» (1)

 

1- همانجا  ص  76-74                                                                                                                                                14

درنامه ديگري كه ازسوي روابط عمومي سفارت انگلستان در تهران ،به پخش خاورميانه وزارت اطلاعات درلندن فرستاده شده است ،به مسئله تماشاگران سينماي آمريكا درايران پرداخته شده وبه طور ويژه،چگونگي ورود ونمايش  فيلمهاي آمريكايي بيان شده است :

 

«تاريخ :19آوريل 1944

شماره :p.43.72.44

از:روابط عمومي سفارت انگلستان ،تهران

به:گريوزلاو،وزارت اطلاعات ،بخش خاور ميانه ،لندن

....صريحاًابراز كنم ازديدگاههاي بخش فيلم در لندن ،ابراز شده درپاراگراف اول نامه شما حيرت كردم ،به نظر مي رسد تلقي آنهارتباطي به شراي وافعي بازار فيلمهاي بلند درخاورميانه ندارد.براساس نظر آنها ،صنعت فيلم آمريكا تا همين اخيراًتوفيق اندكيدربازار فيلم خاورميانه داشته.اين امر كه براي ما اينجا هستيم وازاوضاع اطلاع داريم كاملاً نادرست است .فيلمهاي آمريكايي درپرشيا(ايران)به تعداد بسيارزيادي درچند سال گذشتهنمايش داده شده وستاره هاي آمريكايي راهمه فيلم بازهاي پرشيا(ايران)مي شناسند .حتي يك مجله هفتگي سينمايي وجوددارد كه در تهران چاپ مي شود ونام آن هاليوود است.نمي توان اين حقيقت راانكار كرد كه همه كمپانيهاي بزرگ فيلمسازي آمريكا سالهاست در قاهره نمايندگي دارند واين نمايندگانفيلمهايآمريكايي رادر سراسر خاور ميانه عرضه كرده اند.اين يك حقيقت است كه اززمان شروع جنگ،تجارت آنها رونق بيشتري گرفته واينجا درتهران سينماها در مقايسه با گذشته پذيراي تماشاگران بيشتري هستند .تجارت سينما داري در پارس (ايران)به حدي رونق يافته كه در حال حاضر تقاضاي ساختن هفت سينما در پايتخت ارائهشده است وصاحبان كنوني سينماها،سرمايه هاي بيشتري رابراي خريد فيلمهاي جديد اختصاص داده اند .خواهش مي كنم دراين زمينه به نامه شش آوريل p.156.36.44عنايت فرماييد......

شخصاًعقيد ه دارم درصورت اجراي يك برنامه مناسب زمينه هاي فعاليت خوبي در بازار فيلم پرشيا(ايران)وجوددارومي توان يك كمپاني بريتانيايي رادر اينجا به مرحله بازدهي مالي رساند ،اما بايد براين نكته تاكيد كنم كه اهميت بازار پرشيا فقط جنبه مالي ندارد.ازنقطه نظر سياسي ضروري است كه فيلمهاي بريتانيايي به نقطه اي برسد كه امروز رقباي آمريكاييوروسي بدان دست         يافته اند......»(1)

 

آنچه درسطور پيشين ذكر شد،اسناد ومداركي است كه به چاپ رسيده  ونشان مي دهند كه فيلمهاي آمريكايي چگونه وبا چه اهدافي واردايران ميشدند .كمپانيهاي آمريكايي كه در

 

1- همانجا  ص 81-82                                                                                                             15

ابتدانماينده مستقيمي درايران نداشته ،مجبور بودند فيلمهاي خودراازطريق نمايندگاني كه در مصر يا عراق داشتند وارد ايران كنند،ولي رفته رفته وبا گسترشفعاليتها،به اين فكر افتادند كه نمايندگاني رادرايران بگمارند تااز طريق دروارد ساختن فيلم وتسلط بيشتر بر عرصه هاي سينمايي ايران توفيق بيشتري يابند.با گذشت زمان ،كمپانيهاي امريكا به اين هدف دست يافتندو مستقيما ًدرواردساختن ونمايش فيلمهاي خود ،فعاليتهاي گسترده اي راآغاز كردند.اسنادي دردست است كه از فعاليت كمپانيهاي آمريكايي درايران ،دردهه هاي50-1340 ش سخن گفته ،چگونگي آن را تشريح مي كندازجمله در آبان 1348،گزارشگر سازمان اطلاعات وامنيت كشور(ساواك)گزارشي راتهيه كرد كه به رغم داشتن عنوان «آتش سوزي در سينما ها»آگاهيهاي قابل توجهي را درباره فعاليت كمپاني هاي آمريكايي درايران به دست مي دهد اين گزارش در 16 صفحه تدوين شده است  ودرواقع خلاصه مصاحبهنورالدين آشتياني ،رئيس سنديكاي سينما داران تهران ،است ،اما پيش ازآنكه موضوع فعاليت كمپانيها را پي بگيريم ،لازم است بحث كوتاهي درباره بحران آتش سوزي در سينما در گيرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 2:6  توسط یازرلو  |